مقدمه ای از تفکیک و تسطیح
تفكيك :
تفكيك به معني تقسيم زمين در ابعاد مختلف و قطعات مختلف بسته به نظر طراح يا مالك يا مدير هر پروژهاي است كه عبارتست از پياده سازي هر طرح عمراني بر روي زمين طبيعي اگر هدف ما طرح عمراني باشد و اگر هم طرح عمراني نباشد و كشاورزي باشد تفكيك در ابعاد بزرگ بطوري كه حدود زمين جهت تفكيك داراي دقت كمتري نسبت به طرحهاي عمراني خصوصاً داخل شهرها كه ارزش زمين زياد است ميباشد. به همين دلايل است كه دقت هزينه امر تفكيك در زمينهاي شهري كه گرانتر هستند بالاتر است نسبت به زمينهايي كه ممكن است در يك بيابان تفكيك شوند .
تسطيح :
عبارتست از يك نواخت كردن شيب زمين درمحدودة قانوني زمين كه معمولاً در جهت شيب خاصي امر تسطيح صورت ميگيرد. مثلاً در زمينهاي كشاورزي در هر دو جهت طولي و عرضي زمين را شيببندي كرده و آنرا در جهت شيب مورد نظر تسطيح ميكنند.
در امر ساختمانسازي تفكيك زمينها بايد طوري باشد كه قطعات شمالي جنوبي باشد كه اين امر مهمي تلقي ميشود اما در زمينهاي كشاورزي جهت تفكيك زمين خيلي اهميت ندارد بلكه شيببندي زمين است كه مهم است چون جريان آب در آنجا جوري باشد كه نه آب در روي زمين باقي بماند كه باعث پوسيدگي ريشه درختان يا گياهان مورد بهرهبرداري در زمين ميشود و از طرفي هم نه آنقدر شيب تندي داشته باشد كه آب به سرعت از آنجا عبور كرده و حتي باعث فرسايش خاك شده. پس تفكيك و تسطيح امري است كه اصولاً و معمولاً توأماً با هم صورت ميگيرد و بر اساس نقشهاي كه از زمين تهيه ميشود(قبل از امر تفكيك و تسطيح) اين محاسبات صورت ميگيرد .
بخش دوم لزوم تهيه نقشه توپوگرافي
ما ميدانيم كه اساس شروع هر پروژهاي مطالعه اوليه در مورد آن پروژه است كه اين امر هم صورت نميگيرد مگر اينكه يا بازديد از منطقه داشته باشيم و يا از منطقه مورد نظر نقشهاي در دست داشته باشيم. ميدانيم كه از زمينهاي با مساحت بالا ميتوان نقشه تهيه كرد به گونهاي كه زمين مورد نظر را در مقياس كوچكتري روي كاغذ بياوريم تا مطالعه مورد عوارض منطقه مورد نظر براحتي صورت گيرد پس اولين كار قبل از انجام هر پروژهاي مخصوصاً امر تفكيك و تسطيح تهيه نقشه توپوگرافي از منطقه مورد نظر است تا بتوانيم با در نظر گرفتن شكل ظاهري منطقه و عوارض مسطحاتي و ارتفاعي مطالعه درستي روي پروژه داشته باشيم كه در امر تفكيك و خصوصاً تسطيح كه مستقيماً با شيببندي زمين ارتباط دارد نقشه توپوگرافي لازمه هر پروژهاي است.
در مجموع با بررسي لزوم تهيه نقشه توپوگرافي به توضيح در مورد چگونگي انجام تفكيك و تسطيح ميپردازيم.
در مورد انجام تسطيح در مورد زمينهاي كشاورزي حتماً نياز به نقشه توپوگرافي داريم اما در مورد شيببندي خيابانهاي اجراء شده بعد از تفكيك ميتوان بدون نقشه توپوگرافي و با رعايت شيب طراحي شده و مجاز، شيب بندي را اجراء نمود.
در ضمن روشهاي مختلف تهيه نقشه توپوگرافي هم عبارتست از:
1- استفاده از total station و برداشت مختصات نقاط مورد نظر
2- استفاده از تئودوليت و نيوو و روشهاي سنتي كه معمولاً در پروژههاي كوچك از اين روش استفاده ميشود .
در هنگام تفكيك مهمترين هدف ما پياده كردن عوارض مورد نظر ماست.
مثلاً در مورد طراحي يك شهرك يا چند خيابان به همراه تعدادي زمين ابتدا طراح بايد يك خيابان اصلي طراحي كرده و بعد خيابانهاي فرعي و بعد هم تفكيك قطعه زمينها جهت منازل مسكوني پس ما هم ابتدا بايد خيابان اصلي را پياده كنيم و بعد خيابانهاي فرعي را پياده كنيم طوريكه خيابانها بر هم عمود باشد و در نهايت قطعات منازل مسكوني را پياده كنيم.
شيب بندي خيابانها هم به عهده ماست چون بايد بر و كف مربوطه به هر قطعه زمين را هم با توجه به شيبي كه به خيابانهاي اصلي و فرعي ميدهيم مشخص كنيم در نتيجه يا با توجه به نقشه توپوگرافي و يا با توجه به تجربه و وضعيت موجود خيابانها بايد شيب را انجام دهيم تا در هر منطقه آب جمع نشود.
در مورد پياده كردن قطعات زميني كه به صورت مربع، مستطيل يا اشكال هندسي منظم است: ابتدا از يك نقطه از آن زمين را پياده كرده و سپس در راستاي صحيح نقطه دوم را پياده كرده و از راستاي مورد نظر °90 جدا كرده و راستاي دوم را كه عمود بر راستاي اول معمولاً بايد باشد پياده ميكنيم. سپس يك يا دو فاصله را از وسط جدا ميكنيم تا در نهايت از موازي بودن خطوط پياده شده مطمئن شويم.
ميتوانيم در پروژهاي كه انجام ميدهيم هر 10 متر را هم ميخكوبي كنيم تا در نهايت در هنگام تسطيح و محاسبه ارتفاعات و تهيه نقشه توپوگرافي مشكلي نداشته باشيم.
معمولاً چند نوع تسطيح داريم :
1- عرض كم و طول زياد(مثل جادهها)
2- طول و عرض مساوي يا متناسبند (معمولاً مثل زمينهاي كشاورزي)
فواصل تفكيك در باغات معمولاً 10 متر،10متر است .
در اينجا نقاط را كه m10 به m10 پياده كرديم، ميخكوبي ميكنيم و بر روي هر ميخ شماره آنرا با رنگ در كنارش در روي ميخ مينويسيم و سپس شروع به برداشت ارتفاعي ميخها به صورت شعاعي يا تدريجي ميكنيم كه در هر دو روش در نهايت به ما ارتفاع هر ميخ را ميدهد. ما با در دست داشتن يك مختصات X وY وZ نقشه زمين مورد نظر را پياده ميكنيم سپس پروفيلها را ترسيم كرده و با توجه به پروفيلهاي ترسيم شده اقدام به گذاشتن خط پروژه بر روي پروفيلهاي مورد نظر ميكنيم تا در نهايت بتوانيم خاكبرداري و خاكريزي را انجام دهيم.
مهمترين نكته در اين زمان اينست كه طوری خط پروژه را پياده كنيم كه اولاً زمين شيب داشته باشد دوماً شيب مورد نظر قابل قبول باشد و سوم هم اينكه نسبت =1.3 (cut / fill) را به ما بدهد و آن به اين علت است كه حجم خاكريزي بيشتر از خاكبرداري است.
چون در هنگام خاكبرداري، خاك فشرده است و وقتي كه برداشته ميشود منبسط شده و از تراكم آن كاسته ميشود در نتيجه اگر مقدار خاكبرداري و خاكريزي را مساوي كنيم در نتيجه بايد مقداري از خاك را از گوشه و كنار بياوريم كه مجبوريم هزينه حمل و نقل هم بپردازيم. پس در نهايت نسبت (cut / fill)=1.3 نسبت بهينهاي كه در اثر تجربه و محاسبات به آن دست پيدا كردهايم. در زمينهاي كشاورزي هم بايد به این نکته توجه کرد كه خاكبرداري را بيشتر از 20cm –30cm انجام ندهيم چون ممكن است كل خاك مورد استفاده از كشاورزي همان 20cm-30cm سطحي روي زمين باشد. در نتيجه بايد در هر پروژه با توجه به اقتضاي خاصي پروژه طراحي شيب و خط پروژه را انجام داد.
حال براي اينكه بتوانيم يك پيادهسازي صحيح داشته باشيم بايد ابتدا مركز ثقل هندسي و مركز ثقل ارتفاعي زمين مورد نظر را پيدا كرده و آنها را بر هم منطبق كنيم تا بتوانيم در امر تسطيح موفق باشيم. ابتدا مركز ثقل ارتفاعي را يافته و در مركز ثقل هندسي زمين كه از تقاطع دو قطر اصلي زمين بدست ميآيد منطبق میکنیم و شروع به محاسبه خط پروژه كرده و در نقشهاي تهيه ميكنيم ارتفاع پروژه در بالا و ارتفاع زمين طبيعي در پائين هر نقطه را مينويسيم و سپس به محاسبه مقدار خاكبرداري و خاكريزي در هر نقطه ميپردازيم كه اگر مقدار fillهاCut ها را با هم جمع كنيم و در نهايت به نسبت
1.3 برسيم خط پروژه را درست انتخاب كردهايم و گرنه بايد مجدداً طراحي كنيم.
در مورد تسطيح يك زمين به طور كاملاً تراز هم همينطور است «مثل ساختن يك زمين فوتبال» بايد در مركز ثقل هندسي زمين يك ارتفاع را مشخص كنيم و در نهايت در تمام نقاط ميخكوبي شده ارتفاع مورد نظر را تأثير بدهيم تا بتوانيم مقدار fill ها و cutها را محاسبه كرده كه اگر به نسبت 1.3 برسيم كار موفقيتآميز بوده در غير اينصورت بايد ارتفاع تسطيح را هم عوض كنيم.
با رنگ قرمز مقدار cutها و با رنگ آبي مقدار fillها را مشخص ميكنيم .
نویسنده : مهندس الناز محمد زنجانی پور

