تبليغاتX
SURVEY


                                       منابع خطاها درGPS


1) ماهواره: که شامل خطای مداری وخطای ساعت ماهواره میباشد.
1-1 خطای مداری : ناشی از مدل سازی ناقص دینامیک ماهواره در فضا می باشد. دقت مداری حاصل از اطلاعات مداری غیر دقیق درحالت غیر فعال بودن S/A , متر با استفاده از اطلاعات مداری دقیق در حدود متر میباشد.
□ نحوه برخورد با این بایاس :
1- ساده ترین روش نادیده گرفتن خطاست.که در بسیاری از کاربردهای کینماتیک استفاده میشود.2- با انجام روشهای تفاضلی اثرات بایاس مداری میتواند به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یابد. چنانچه خطای موقعیت ماهواره را متر فرض کنیم خطای تعیین موقعیت تفاضلی 1PPm خواهد بود.3- استفاده از مدارات محاسباتی یا Pricise Eph .
1-2 خطای ساعت ماهواره:
ناشی از اختلاف زمان ساعت ماهواره نسبت به زمان GPS است. ماهواره های GPS حامل ساعت های ا تمی روبیدیوم و سزیوم هستند که معمولا باعث حفظ هم زمانی زمان GPS با دقت خوب می شوند. درحالت فعال نبودن خطای S/A میزان بایاس ساعت ماهواره در حد زیر 1 میکرو ثانیه یا معادل با 300 متر میباشد.
□ نحوه برخورد با این بایاس:
1- نادیده گرفتن این خطا در کاربرد هایکم دقت
2- استفاده از ضرایب چند جمله ای درجه 2 موجود در پیغام
ناوبری, که در این حالت دقت به حد 20 نانو ثانیه میرسد.
2) گیرنده:
2-1 خطای چند مسیری یا multi path : عبارت است از دریافت سیگنالهایGPS توسط گیرنده از یک مسیر غیر مستقیم به واسطه انعکاس سیگنال ازروی اشیاء وسطوح معکس کننده اطراف آ نتن. C/A حداکثر 293 متر,برای که P حد اکثر3/29 متر برای فاز موج حامل L1 5 سانتی متر موجL2 کمتر از 5 سانتی متر می باشد. این اثر در مکان هایی که موانع انعکاس دهنده مانند ساختمان ها به وفور یافت میشوند قابل توجه است.
□ نحوه برخورد با این بایاس:
1- انتخاب مكان مناسب2- انتخاب نوعآنتن 3- انتخاب مناسب زاویه ((cut angle
2-2 نویز: noise نویزهای تصادفی نویزهایی هستند که منبع مشخص ندارند و تحت فرمول خاصی بدست نمی آید و قابل پیش بینی نیستند.
این نویزها دارای خواص وﯿﮊه ای هستند مقدار خط بر روی یکی از مهمترین آنها این است که تابع اوتوکورولیشن این کمیتها صفر است.که 3-1 متر وبر روی فاز 10-3 میلیمتر است.
□ نحوه برخورد با این بایاس:
روشهای تفاضلی.
2-3 خطای ساعت گیرنده: عبارت است از اختلاف زمانی بین ساعت گيرنده زمان GPS قبل از شروع هر پروﮊه نقشه برداری با GPS، گیرنده، با GPS هماهنگ میشود اما این هم زمانی تا کسری از یک میلی ثانیه امکان پذیر است و مقدار باقی مانده بایاس ساعت گیرنده
را تشکیل می دهد.
□ نحوه برخورد با این بایاس:
1- نادیده گرفتن خطا در کاربردهای کم دقت. 2- بر آورد نمودن آن به عنوان یکی از پارامتر های مجهول درتعیین موقعیت مطلق. 3- استفاده از روش های تفاضلی بین ماهواره ها
4- استفاده از یک چند جمله ای مشابه با چند جمله ای که برای بایاس ساعت ماهواره ارسال میشود.

3 ) خطای اتمفسر:
3-1 تاخیر یونسفری : یونسفرلایه ای از جو است که به طور تقریتی درارتفاع50 تا 1000 کیلومتری بالای سطح زمین قرار دارد. لایه یونسفرحاوی الکترون های آزاد است . که بر روی انتشارامواج الکترو مغناطیسی تاثیر میگذارد. بنابر این سیگنالهای GPS در حین
عبور از این لایه دچار ضایعه میشوند. به علت تغییر ضریب انکسار محیط, مشاهدات شبه فاصله و فاز موج حامل به ترتیب دارای سرعتهای کمتر و بیشتر از سرعت نور در خلا میشود.
□ نحوه برخورد با این بایاس:
1- استفاده از مدل ریاضی که این مدل به 8 ضریب که از فایل ناوبری ماهواره ارسال می گردد وابسته است.
این مدل حد اکثر 50% خطای یونسفر را از بین میبرد. مدلی جهانی است ودر خیلی از کاربرد ها استفاده میشود. 2- روش دو فرکانسه:در این روش به کمک فرمول ساده ای با داشتن تفاوت 2 طول و نیز تاخیر زمانی ویک ضریب که نسبت طول موج 2 فرکانس میباشد عملا
خطای یونسفر تا حد 95 % حذف میگردد.
3-2 تروپسفر:
به بخشی از جو اطلاق میشود که از سطح بالای سطح زمین تا ارتفاع تقریبی 50 کیلومتر قرار دارد. انتشار سیگنال GPS در ترپسفر مستقل از فرکانس است و تاخیر ترپسفری روی هر دو موج حامل وروی فاز وکد تاثیر یکسانی دارد. انکسار در محیط تروپوسفر را میتوان به دو بخش خشک و تر تقسیم نمود. مولفه خشک تقریبا90 %کل خطای ناشی ازانکسار ترپسفری را تشکیل میدهدومیتواند با اندازه گیری ودر دسترس بودن داده ها اتمفسری با دقت1/0% برآورد شود.
مولفه تر انکسار ترپسفری بستگی به شرایط جوی در طول مسیر سیگنال دارد. میزان خطای ترپسفر در زینت 3/2 متر و در10 درجه بالای افق 30 متر است.
□ نحوه برخورد با این بایاس:
1- نادیده گرفتن این خطا 2- استفاده از روشهای تفاضلی در مشاهدات تفاضلی بین گیرنده اختلاف اثر ترپسفر دو انتهای خط مبنا مهم میباشد. گاهی فرض میشود که اثرات ترپوسفر در دو انتهای خط مبنا یکسان است وبا روشهای تفاضلی این اثر میتواند حذف یا به میزان زیادی کاهش یاید. این فرض درباره خط مبناهای کوتاه با ارتفاع های تقریبا یکسان که شرایط جوی در دو انتهای آن تقریبا یکسان است معتبر میباشد.3- استفاده از مدل های انکسار: یکی مدلهای محلی انکسار و دیگری مدلهای جهانی انکسار.
4- خطای cycle slip:
جهش فاز یا cycle slip اکثرا در نتیجه وجود موانع بین گیرنده ها و ماهواره بوجود
می آید و به طورکلی وقتی ارتباط بین گیرنده و ماهواره قطع شود,اندازه گیری هم انجام نشده, لذا در اندازه گیری فاز موج حامل, عدد ابهام فاز از دست خواهد رفت. پس از گذشت مدتی که سیگنال ماهواره مجددا توسط گیرنده دریافت شود,اندازه گیری فاز نیز خواهد شد ودر این حالت مقدار ابهام فاز مانند شروع اندازه گیری مجهول است و باید تعیین گردد.
علل قطع ارتباط و بروز جهش فاز:
- وجود مانع بین گیرنده و ماهواره
- شتاب ناگهانی گیرنده
- خرابی نرم افزار
علاوه بر قطع ارتباط, گاهی اختلالات یونسفریکی, پدیده چند مسیری, تداخل سیگنال ماهواره با سگنال های دیگر و خطا های ماهواره و گیرنده باعث ایجاد جهش در فاز و اندزه گیریهای غلط میشوند. لازم به ذکر است که آنچه به عنوان خطای cycle slip در نظر گرفته میشود, جهش فاز ناشی از قطع ارتباط گیرنده با ماهواره است.
روشهای کشف و حذف این اثر:
روشها بستگی به مد اندازه گیری دارد وعبارتند از:
1- برازش یک چند جمله ای پیوسته برای داده های فاز هر ماهواره جهت مدله نمودن آنها.
2- استفاده از مشاهدات تفاضلی سه گانه: در این روش از روی اختلف معادلات تفاضلی دوگانه مشاهده شده و انداره گیری شده در دو اپک میتوان بوجود cycle slip پی برد.
روشهای مقابله یا کاهش این اثر:
- ساده ترین روش جهت مقابله با این اثرات, انتخاب دقیق و محتاطانه نوع آنتن و محل استقرار آن است.
- روش دیگری عموما در حالت کینماتیک و در صورت استفاده از گیرندههای دو فرکانسه مورد استفاده قرا ر میگیرد. در این روش به داده های دو موج حامل
L1 و L2 نیاز میباشد. لذا این روش مختص گینده های کد p یا code less میباشد.
براساس این روش در یک فاصله زمانی کوتاه, اختلاف L1 و L2 را محاسبه میکنیم.
این اختلاف فاز عموما مقدار کوچکی خواهد بود که اگر خلاف این امر ملاحظه شود
بیانگر وجود cycle slip در مشاهدات خواهید بود این روش درمد استاتیک نیز استفاده میشود.

5- جابجایی مرکز آنتن :
- مرکز فاز آنتن نقطه ای است که اندازه گیری سیگنالهای رادیویی به آن منصوب میشود و عموما با مرکز فیزیکی آن منطبق نیست . در آنتنها دو اثر باید مد نظر قرار گیرند: آفست مرکز فاز و تغییرات مرکز فاز . دقت یک آنتن به تغیرات مرکز فاز آن مرتبط میباشد نه به آفست مرکز فار آنتن. چرا که ثابت افست میتواند به آسانی تعیین شود اما مدله نمودن مرکز فاز آنتن کار دشواری است.
بایاس ابهام فاز:
اندازه گیری فاز موج حامل ما را به دقت بالاتری در تعیین موقعیت نسبت به اندازه گیری تاخیر میرساند. اما مشکل عمده در اندازه گیری فاز موج حامل مسئله ابهام فاز میباشد.
میزان بایاس: مضرب صحیحی از طول موج:
حدود 20 cm برای گیرنده های cod correlation
حدود 10 cm برای گیرنده های SQUARING
مقدار ابهام فاز در طول ارتباط ماهواره با گیرنده ثابت می ماند و به محض ارتباط نیز تغییر خواهد نمود.
روشهای برخورد با این بایاس :
1- بر آورد N به صورت عدد حقیقی:
- یا N را به همان صورت حقیقی رها میکنیم که در این حالت sop هاهذلولی میشوند و با کاهش دقت روبروهستیم.
- نزدیک ترین عدد صحیح به N راانتخاب نموده و N را فیکس نماییم که انتخاب این عدد صحیح کار مشکلی است .
2- استفاده از wide laning:
با استفاده از روش ترکیب فاز wide laning یافتن N صحیح وحل فاز آسانتر امکان پذیر میباشد اما دراین روش نویز حاصله حدود 6 برابر نویز اولیه است. بنابراین از این روش جهت ابهام فاز در مواردی که اثر نویز کم میباشد, استفاده میگردد.
3- ترکیب اندازه گیری های کد و موج حامل :
با ترکیب مشاهدات کد و موج حامل انجام پذیر است. برای این روش نیاز به گیرنده هایی با سطح نویز کم دراندازه گیری کم میباشد که تنها گیرنده های کد pاین قابلیت را دارند. لذا عملا امکان استفاده از این روش برای گیرنده های civil که اجازه اندازه گیری کد p را ندارند نمیباشند.
4- استفاده از روش تفاضلی بین اپکها:
با استفاده ازاین روش, مجهول ابهام فاز از معادله حذف میشود اما به علت آنکه sop ها دراین روش هذلولی میشوند, لذا دقت و استحکام خوبی ندارند .
5- جابجایی آنتنها : این روش و در روش بعدی جهت تعیین ابهام فاز اولیه در روشهای کنیماتیک و شبه کنیماتیک به کار میرود. در روش جابجایی آنتنها, دو گیرنده به فاصله نزدیک به هم (حدود 10 متر) مستقر شده و اندازه گیریهای فاز موج حامل توسط آنها صورت میگیرد. بعد از حدود چند ثانیه بدون قطع ارتباط گیرنده ها با ماهواره ها جای گیرنده ها با هم تعویض میشوند ودوباره اندازه گیری فاز موج حامل توسط آنها به مدت چند ثانیه صورت میگیرد. با جمع نمودن هر معادله مشاهده بدست آمد. عدد ابهام فاز بدست می آید .
6- روش طول باز معلوم:
در این روش دو گیرنده روی طول باز کوتاهی که موقعیت دو انتهای آن معلوم است, مستقر میشوند. و اندازه گیریهایی فاز موج حامل به مدت چند دقیقه روی آنها انجام میشود. با توجه به این که فاصله دو گیرنده از هم کم میباشد , به این ترتیب با رد یابی n ماهواره, (1 - n ) مجهول ابهام فاز محاسبه میشود.
7- روش طول باز نامعلوم: اين روش مشابه روش پیش است منتها در این روش موقعیت یکی از ایستگاهها نا معلوم بوده و مدت مشاهده نیز در این روش طولانی تر(حدود 10 تا30 دقیقه) است.
با حل کمترین مربعات , مجهولات شامل 3 اختلاف وn-1 مجهول ابهامفاز در صورت ردیابی n ماهواره با این روش قابل حصول است.
به منظور تعیین موقعیت به کمک اندازه گیری فاصله بین گیرنده و ماهواره, موقعیت ماهواره باید معلوم باشد. برای آنکه موقعیت به صورت آنی و در لحظه امکان پذیر باشد اطلاعاتی راجع به ماهواره, وضعیت سلامت ماهواره و برخی داده های تعصیصاتی توسط ماهواره ارسال گردد که این اطلاعات همان طور که در قبل ذکر شد بر روی هر دو سیگنال L1 , L2 مدوله میشوند.
در طراحی, اولین مرحله انتخاب مناسب محل ایستگاه می باشد.

+ نوشته شده توسط علی اکبر مبارکی در چهارشنبه 1386/03/09 و ساعت 0:4 |
                   معرفی روشهای تعیین موقعیت به کمک گیرنده های GPS


تعیین موقعیت استاتیک اشاره به مشاهده ايستا دارد و تعیین موقعیت کنیما تیک بیانگر مشاهده در حال حرکت است. قطع ارتباط لحظه ای سیگنال در روش کنیما تیک به معنی از دست دادن موقعیت میباشد اما در روش استاتیک به اهمیت روش کنیما تیک نیست. تعیین موقعیت در حالت کلی به دو صورت مطلق و نسبی انجام می گیرد.

1) تعيين موقعيت نسبي:
موقعيت يك نقطه نسبت به نقطه دیگر یا به عبارت دیگرتعریفBase line .
روش استاتیک یا فازموج حامل:
اساس روش بر مبنای تعیین بردار بین دو گیرنده ساکن میباشد.این بردار معمولا Base line یا به اختصار Line نامیده میشود.در نقشه برداری استاتیک دقت های 1ppm/ 0تا 1ppm معادل با دقت میلیمتر برای طول مبنای چند کیلومتری قابل حصول است .
روش کینماتیک:
اين روش شامل يك گيرنده ساكن و يك گيرنده متحرك است دوگيرنده به طور همزمان مشاهداتي را انجام مي دهند. دقت در تعيينموقعييت كينماتيك در مورد شبه فاصله در حد متر و در موردفاز
موج حامل در حد سانتي متر مي باشد.
2) تعیین موقعیت مطلق: موقعیت نسبت به بیضوی WGS 84 تعریف می شود.


روش استاتیک:
قرار دادی : در این حالت روی هر نقطه بین 1 تا 2 ساعتمشاهده انجام میگیرد تا هندسه کافی را برای تعیین موقعیت وحل ابهام در فاز بدست آورد. این روش به زمان مشاهده زیادی احتیاج
دارد که این امر باعث می شود وابستگی بین مشاهدات کم شود.
استاتیک سریع2: عمدتا برای طول بازه های کوتاه استفاده میشود
و احتیاج هندسه بسیار قوی دارد. این روش بسته به طول بازبین 2 تا 5 دقیقه مشاهده روی هر نقطه انجام می دهد وبا استفاده ازتکنیک های پیچیده پردازش به تعیین موقعیت وحل ابهام در فاز
میپردازد.
روش کینماتیک: از طریق مشاهدات فاز انجام میگیرد و هرچه زمان اندازه گیری پایین تر باشد بهتر است چون در حال حرکت هستیم .
کینماتیک محض:
در هر اپک زمانی روی یک نقطه قرار داريم.
نیمه کینماتیک3(روش ایست- رو):
دستگاه روي ایستگاه اول با مختصات معلوم قرار میگیرد و به ابهام در فاز در ایستگاه اول حل میشود از آن لحظه به بعد با حفظ حداقل 4 ماهواره روی ایستگاههای دیگرقرار میگیرد, چند دقیقه مشاهده انجام داده وتعیین مختصات میکند .

شبه كنیماتيك:
در اين حالت هر ايستگاه حداقل دو بار مورد ملاحظه قرارمیگیرد ودر هر بار چند دقیقه مشاهده فاز روی هرا یستگاه صورت میگیر، این حالت دقیقا مانند حالت نیمه كنیماتيك است،
با این تفاوت که درطول حرکت از یک نقطه به نقطه دیگرگیرنده خاموش است. در این روش آرایش ماهواره ها تغییرمیکند که این مسئله به حل مجهولات کمک میکند.
همچنین میتوان تعیین موقعیت را به دو صورت real time, past processانجام داد.
در حالت real time در همان لحظه مشاهده, تعیین موقعیت با دقت معلوم انجام میگیرد ودر حالت past process مشاهدات ا نجام شده ودر دفتر کار تعیین موقعیت صورت میگیرد.

+ نوشته شده توسط علی اکبر مبارکی در جمعه 1386/03/04 و ساعت 16:25 |

قسمت اول


مقدمه
در ژئودزي به تعيين شكل،اندازه وابعاد زمين مي پردازيم. ژئودزي را ازدوديد ميتوان مورد بررسي قرارداد.يكي از ديد فيزيكي كه نهايت به تعيين ژئوئيدميانجامد و ديگري ديد رياضي كه در آن قادر خواهيم بود بهترين بيضوي را كه بر ژئوئيد منطبق مي شود تعيين كنيم. اصولا ً در ژئودزي هدف تعيين موقعيت نقاط با دقت بالا مي باشد. براي تحقق اين امر نياز به داشتن يك نقطه با موقعيت معلوم مي باشد تا با انجام مشاهدات كه عبارت از طول ( طول تبديل شده به افق يا سطح شيب دار ) ، آزيموت، اختلاف ارتفاع، direction و... بين اين نقطه و نقطه اي كه موقعيت آن خواسته شده و قرار دادن اين مشاهدات در مدل هاي رياضي مشخص به موقعيت مجهول نقطه مورد نظر رسيد. در ژئودزي كلاسيك تعيين موقعيت بر اساس ايجاد يكسري شبكه هاي دقيق از نقاط معلوم انجام مي گرفت.
مشكلات و محدوديت هاي چنين شبكه هايي به تدريج منجر به حذف شبكه هاي ژئودزي كلاسيك و جايگزيني ژئودزي ماهوارهاي شد.

محدوديت هاي شبكه ژئودزي كلاسيك
1-اولين و مهمترين محدوديت مشكل آفرين و هزينه بر مسئله وجود ديد بين نقاط ژئودزي بود. كه در ژئودزي ماهواره اي اين محدوديت از طريق برقراري ديد نقاط به ماهواره ها به جاي ديد به يكديگر بر طرف شد.
2-در ژئودزي كلاسيك احتياج بود كه datumهاي مسطحاتي و ارتفاعي از هم جدا باشند.
كه علت اين امر وجود محدوديت هاي خاص در اين دو شبكه بود. در شبكه هاي مسطحاتي نقاط بايد به يكديگر ديد داشته باشند و در عين حال هندسه و استحكام آن ها حائز اهميت بود كه اين امر با پيمايش و يا مثلث بندي و يا فاصله سنجي و... انجام پذير بود. در شبكه هاي ارتفاعي از آنجا كه انتقال ارتفاع به كمك ترازيابي انجام پذير است عمليات در سطح هاي سطح و كنار جاده ها انجام مي شد. در عين حال مواردي از قبيل چگونگي مشاهدات، وسايل و دستگاه هاي مورد استفاده و... با شبكه هاي مسطحاتي متفاوت بود. اما ژئودزي ماهواره اي اين دو با هم يكي مي شوند وهزينه ها به مقدار زيادي كاهش مي يابد.
3-موقعيت بدست آمده در ژئودزي ماهواره اي نسبت به بيضوي مي باشد يني در اينجا مباحث بيشتر رياضي هستند و بحث فيزيكي مطرح نمي شود، كه اين مطلب درست بر خلاف شبكه هاي كلاسيك است.
4-در ژئودزي ماهواره اي امكان استفاده از مشاهدات زياد در زمان كم براي ما مقدور است و به عبارت ديگر با انفجار اطلاعات و مشاهدات روبرو هستيم. در حالي كه در حدود 40 سال پيش كمبود اطلاعات و مشاهدات محسوس بود.
5-در ژئودزي ماهواره اي از آنجا كه انجام مشاهدات با دقت بالايي صورت مي گرفت، مسئله انباشتگي خطا در مشاهدات كه در ژئودزي كلاسيك با آن روبرو بوديم برطرف شد.


تاريخچه
تعيين موقعيت بر مبناي فضا در سال 1960 توسط ايالات متحده و ناسا براي ناو بري آغازشد. يكي از سيستم هاي مورد استفاده ترانزيت navigation satellite sys يا transit system نام داشت كه متشكل از هفت ماهواره با ارتفاع 1100 كيلومتر بالاي سطح زمين بود و با توجه به سيستم داپلر كار مي كرد. هدف اصلي از ايجاد اين سيستم تعيين موقعيت كشتي ها بود. از جمله محدوديت هاي اين سيستم وجود گپ هاي زماني زياد در پوشش دادن سطح زمين بود. به طوري كه در 24 ساعت نميتوانستند مورد استفاده قرار گيرند و در يك پريود زماني مشخص قابل استفاده بودند. محدوديت ديگر اين سيستم دقت كم آن در ناوبري بود. در سال 1974 وزارت دفاع آمريكا (DOD) اعلام كرد كه براي مقاصد و احتياجات نظامي خود نياز به يك سيستم كامل و جامع تعيين موقعيت دارد. بنابر اين GPS بوجود آمد و در سال 1973 با پرتاب اولين ماهواره GPS گامي موثر در تاريخ نقشه برداري برداشته شد. با روي كار آمدن سيستم تعيين موقعيت جهاني (GPS) به تدريج تمام سيستم هاي ديگر تعيين موقعيت از قبيل دوربين هاي بالستيك داپلر،loran-c-omega ، secor از دور خارج شدند.

تعريف GPS
Definition of navstar global positioning system:
GPS is an all-weather space-based radio navigation system developed by U.S to accurately determine position , velocity and time in a common refrence system , anywhere on or near the earth on a
continuous basis.

به عبارت ديگر يك سيستم تعيين موقعيت جهاني سيستمي است كه بر اساس ناوبري راديويي در تمام شرايط آب و هوايي كار مي كند تا به صورت دقيق موقعيت، سرعت و زمان را در يك سيستم مبنا و رفرنس مشترك در هر كجا بر روی يا نزدیک سطح زمين به صورت پيوسته تعیین نماید.

GPS براي يك كاربر به سه سوال پاسخ مي دهد:
1-چه زماني است. ( به عبارت ديگر از اين سيستم مي توان به عنوان ساعت نيز استفاده كرد )
2-در چه موقعيتي قرار دارد.
3-اگر در حال حركت است چه سرعتي دارد.
كاربردها
-نقشه برداري كاداستر
-تراكم باري شبكه
-هيدروگرافي
-فتوگرامتري
-كنترل حركت هاي تكتونيكي
-ناوبري در خشكي، دريا و هوا
-نشست هاي موضعي زمين
-استفاده هاي شهري و...

مزاياي سيستم
-نسبت به ساير سيستم ها ارزان تر است.
-در تمام نقاط زمين و در هر لحظه از 24 ساعت قادر به پاسخگويي به سه سوال كاربر است.
-در تمام شرايط آب و هوايي قابل استفاده است.
محدوديت هاي سيستم
-وجود خطاهاي S/A (Selective Availability )
جهت كنترل دقت استفاده كنندگان غير مجاز سيستم تعبيه شده است و سياست اين بوده كه دقت را تا 100 متر ( مسطحاتي ) و 156 متر ( ارتفاعي ) كاهش دهند. در واقع S/A خطايي عمدي است كه توسط وزارت دفاع آمريكا از طريق ايجاد خطا در ساعت ماهواره ( نوع  ) و ايجاد خطا در اطلاعات مداري ( نوع  )در سيستم GPS قرار گرفته است. فعاليت اين پديده از 25 مارس 1990 آغاز شد و ماهواره هاي بلوك را تحت تاثير قرار داد. البته استفاده كننگان مجاز از گيرنده هاي مخصوصي كه قادر به حذف اين اثرند استفاده مي كنند. دولت آمريكا تصميم گرفت كه از اول مه سال 2000 اين اثر را از روي سيستم بردارد و از اين تاريخ به بعد مشاهدات و اندازه گيري هاي GPS با دقت بالاتري براي استفاده كنندگان غير مجاز سيستم امكان پذير شد.
-وجود خطاهاي A/S ( Anti Spoofing )
نحوه ساخت كد C/A ( و تا حدودي p ) براي استفاده كنندگان سيستم مشخص است لذا امكان ساخت يك سيگنال جعلي و ارسال آن به گيرنده جهت اجاد خطا در تعيين موقعيت وجود دارد. جهت جلوگيري از اين مسئله سازندگان سيستم كد Y را ايجاد نمودند. نحوه ساخت كد Y معلوم نيست لذا امكان ساخت سيگنال جعلي با كد Y وجود ندارد. A/S در واقع تعويض كد P با كد سري Y مي باشد كه تنها استفاده كنندگان نظامي قادر به استفاده آن مي باشند.
-Anti-Jamming
امكان ايجاد noise و اغتشاشات بر روي سيگنال هاي GPS وجود دارد. لذا سازندگان سيستم براي استفاده كنندگان PPS جهت جلوگيري از اين مسئله موج را در باند وسيع تري ارسال مي دارند. هرچه موج در باند وسيع تري فرستاده شود امكان ايجاد اغتشاش در آن كمتر مي باشد. ( زيرا نياز به قدرت بيشتري براي ارسال پارازيت وجود دارد. )

           

                                                                  

پایان قسمت اول


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر مبارکی در یکشنبه 1386/01/26 و ساعت 11:4 |
دریغ است ایران که ویران شود