تبليغاتX
SURVEY

مطالعه مسیر

( قسمت دوم )

محاسبه سطح نيمرخ عرضي اختصاصي

بمنظور محاسبه حجم عملیات خاکی ، ابتدا نیمرخ های عرضی طول مسیر را تهیه می کند. نیمرخهای عرضی اختصاصی متناسب با شرایط توپوگرافی برداشت می شود. در مناطقی که دشت است این نیمرخها با فواصل 30 تا 40 متر تهیه می شود و در مناطق تپه ماهوری به حدود 15 متر و در کوهستانها بعضاً با فاصله 5 متری مقاطع عرضی برداشت می شود.

سطح نیمرخهای عرضی اختصاصی را با استفاده از روشهای هندسی (نظیر روش شطرنجی ، مثلثی و یا پرگاری) و یا با استفاده از روشهای ریاضی (نظیر روش مختصاتی) اندازه گیری می کنند.

در روش مختصاتی ، چنانچه مختصات نقاط در خلاف جهت عقربه های ساعت ، متوالیاً نوشته شود آنگاه از رابطه زیر سطح نیمرخ قابل محاسبه خواهد بود.


 

 

محاسبه حجم عملیات خاکی بین دو نیمرخ عرضی

کل حجم عملیات خاکی در یک پروژه از مجموع حجم های بین مقاطع عرضی متوالی حاصل می شود. قرارگیری دو مقطع عرضی متوالی محتمل است به صور مختلف باشد :

دو مقطع هر دو ساده و مشابه (هر دو در شرایط خاکبرداری (C) یا هر دو در شرایط خاکریزی (F)) 0 به این دو نیمرخ متوالی « دو مقطع ساده» گفته می شود.

چنانچه محور Y در شرایط مثبت بیانگر سطح نیمرخ از جنس خاکریزی و در شرایط منفی خاکبرداری باشد و همچنین محور X محور طولی مسیر (فاصله دو نیمرخ متوالی) در نظر گرفته شود حجم بین دو نیمرخ متوالی بشرح ذیل بدست خواهد آمد.

 

 


خطا در محاسبه حجم دو نیمرخ عرضی متوالی

در محاسبه حجم دو نیمرخ متوالی A و B با فاصله ای مثل d ، فرض بر اینست که تغییرات سطح (S) از نیمرخ (SA) A تا نیمرخ (SB) B ، خطی است و در صورت خطی نبودن این تغییرات (که البته احتمال آن نیز کم نیست) حجم محاسبه شده کمتر از حجم واقعی است. این خطا را ، خطای غیر خطی بودن تغییرات می نامند و حجم واقعی (بدون خطا) را با Vac نمایش می دهند و آنرا به طریق ردیف «الف» محاسبه می نمایند.

همچنین در زمانی که دو مقطع متوالی مورد نظر ، در قوس افقی با شعاع R قرار می گیرند در صورت عدم انطباق مرکز ثقل نیمرخ با محور راه و براساس دوری یا نزدیکی مرکز ثقل هر یک از نیمرخها نسبت به مرکز قوس، حجم محاسبه شده غیر دقیق می باشد (برای مقطع با مرکز ثقل دور نسبت به محور راه ، حجم محاسبه شده کمتر از حجم واقعی و برای مرکز ثقل نزدیک حجم محاسبه شده بیشتر از حجم واقعی) . میزان خطا در صورتی که فاصله مرکز ثقل با محور راه بصورت e (مرکز ثقل دور بصورت +e و مرکز ثقل نزدیک –e) در نظر گرفته شود را از رابطه ذکر شده در ردیف «ب» می توان بدست آورد.

 


+ نوشته شده توسط علی اکبر مبارکی در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت 21:15 |
 

مطالعه مسير

 ( قسمت اول )

 

تقسيم بندي اراضي بلحاظ عوارض طبيعي :

عوارض طبیعی زمین به سه گروه تقسیم می شوند :

هموار، صاف ، جلگه اي                 %5 = i Max  

تپه و ماهور ، كوهپايه                    %35 = i Max

كوهستاني                                 شيب بيش از %35

 

 

مختصات ارتفاعی (رقوم):

چنانچه بر روی نقشه های مسطحاتی (با مختصات X و Y) ، مختصات رقومی افزوده شود آنگاه ، نقشه مختصاتی از عوارض طبیعی زمین (نقشه های توپوگرافی) حاصل خواهد شد.

 

منحنی های هم میزان :

اتصال نقاط هم رقوم در نقشه های توپوگرافی ، منحنی های هم میزان را نمایش خواهد داد. فرم منحنی های هم میزان ممکن بصورت :

        ·          بسته

        ·          خط القعر

        ·          باز

        ·          خط الراس

        ·          تپه

        ·          ديواره

        ·          گودال

        ·          حوزه آبريز

و یا ترکیبی از آنها باشد.

 

 

نقشه توپوگرافی :

همانگونه که اشاره شد نقشه های توپوگرافی ، مجموعه ای از منحنی های هم میزان مربوط به یک منطقه است. نقشه های توپوگرافی به دو صورت زیر قابل تهیه است :

                                                              ·      برداشت‌هاي زميني با وسائل نقشه‌برداري (تاكئومتري)

                                                              ·      تبديل عكسهاي هوائي يا عكسهاي ماهواره‌اي به نقشه (فتوگرامتري)

 

تهیه نقشه توپوگرافی بوسیله :

1- عكسهاي هوائي :

 

با استفاده از هواپيماهاي خاص و انجام عكسبرداري بصورت مستقیم یا مایل و سپس با موزائيك نمودن عكسهای تهیه شده می توان نقشه توپوگرافی تولید نمود. بمنظور موزائیک نمودن عکسها ، هم پوشانی آنها به میزان 50 درصد در جهت طول و 25 درصد در جهت عرض ضروری است.

مقیاس عكسهاي هوائي عبارتست از :

               1:125000 ، 1:50000 ، 1:20000 ، 1:10000 ، 1:8000

 

2- عکسهای ماهواره ای :

عکسهای ماهواره ای که از دقت بسیار زیادی برخوردار است و ممکن است رنگی یا معمولی باشد را می توان با استفاده از نرم افزارهای خاص تبدیل به نقشه های توپوگرافی نمود.

مقیاس عكسهاي ماهواره‌اي عبارتست از :

               1:250000 ، 1:125000 ، 1:100000 ،1:50000 ، 1:20000

 

3- دوربین های ، تئودولیت ، دیستومات و توتال استیشن :

تهیه نقشه توپوگرافی ممکن است با انجام نقشه برداری زمینی (تاکئومتری) با استفاده از انواع دوربین ها صورت پذیرد.


مقیاس برداشت های زمینی یا نقشه های تاكئومتري عبارتست از :

 1:10000  ، 1:8000 ، 1:5000 ، 1:2000 ، 1:1000

 

 

 

مدارك و اطلاعات مورد استفاده براي طراحي راه

فهرستی از مدارک و اطلاعاتی که بمنظور طراحی راه ، مورد نیاز مهندس مطالعه کننده طرح است بدین شرح می باشد :

        ·          نقشه‌هاي توپوگرافي با مقياس مناسب

        ·          عكسهاي هوائي

        ·          وضعيت طبقه‌بندي اراضي  بلحاظ كاربري ، به جهت مشخصات خاك و موقعيت آبهاي زيرزميني

        ·          آمار مختلف مربوط به ساكنين محل و آخرين آمار سرشماري

        ·          اطلاعات و آمار ميزان و انواع توليدات كشاورزي ، صنعتي و

        ·          آمار مربوط به بارندگي و وضعيت آب و هوائي منطقه

        ·          نقشه راههاي موجود و نيز اطلاعات مربوط به برنامه‌هاي آینده در خصوص توسعه شبكه ترابري در اين منطقه

        ·          بررسي استانداردها و انتخاب آئين‌نامه براي مطالعه

        ·          تعيين معيارهاي انتخاب مسير راه

        ·          انتخاب سطح سرويس‌دهي راه به منطقه

        ·          مسائل ژئوتكنيكي ، زمين‌شناسي و زه‌كشي منطقه

        ·          انتخاب طبقه‌بندي و درجه‌بندي راه براساس اهميت و سطح ايمني‌ راه

        ·          مطالعه راهها و گذرگاه‌هاي همجوار و نیز مشابه

 

مطالعات مقدماتی :

·     در بررسی و مطالعه مسیر ، معمولاً تا چهار مرحله ، عرض محدوده مورد مطالعه را تقلیل می دهیم. در واقع بمنظور دستیابی به کریدوری که مسیرهای قابل مطالعه در آن بررسی شود، ابتدا «منطقه» که محدوده ای به عرض معادل 30 درصد طول مسیر است انتخاب
می شود. پس از آن در داخل منطقه با کاهش این عرض به 15 درصد طول ، باند را مشخص می کنیم و بعد از آن با کاهش عرض محدوده مسیر مورد مطالعه به میزان 5 درصد طول که کریدور گفته می شود و نهایتاً با کاهش این عرض به حدود 2 درصد طول مسیر که نوار خوانده می شود مشخص می گردد. از این پس مسیر یابی با دقت بیشتر در محدوده «نوار» یا «کریدور» تعیین شده ، ادامه می یابد.

 

 

مسير يابي در داخل كريدور :‌

یکی از روشهای ساده و متداول استفاده از روش پرگاري و دستيابي به گزينه‌هاي مختلف مسير در محدوده کریدور یا باند است . با طراحی حداقل 3 مسیر و مقایسه آنها گزینه برتر انتخاب خواهد شد.

 

 

معيارهاي انتخاب گزينه برتر :

در مقایسه گزینه ها و امتیاز دهی به هر یک و انتخاب بهترین گزینه ، نکات ذیل را می بایست  مدنظر قرار داد :

        ·          طول مسير

        ·          شعاع و تعداد قوسهاي افقي

        ·          ميزان شيب و طول شيب هاي طولي

        ·          تعداد پل ها و آبروها و ابنيه هاي خاص

        ·          برآورد هزينه اجرا و مدت انجام عمليات

با انتخاب مسیر برتر ، مطالعات این بخش خاتمه یافته و مطالعات تفصیلی در جهت تکمیل مطالعات و تهیه نقشه های راه آغاز می گردد.

 

 

نقشه هاي راه :

مجموعه نقشه هائي كه براي اجراء عمليات ساختمان راه مورد نياز است و توسط طراح در مطالعات تفصيلي تهيه و ارائه مي شود را مجموعه نقشه های راه می گویند. این نقشه ها شامل موارد زیر است :

        ·          پلان راه

        ·          نيمرخ طولي و خط پروژه  

        ·          نيمرخ های عرضي : اختصاصی و تیپ

        ·          نقشه‌هاي ابنيه‌هاي فني

 

در این میان ترسیم خط پروژه که توسط مهندس طراح صورت می گیرد از اهمیت ویژه ای برخوردار است کم توجهی یا کم دقتی در این مورد موجب تغییرات فراوان (افزایش) در حجم عملیات خاکی خواهد شد. بمنظور ترسیم خط پروژه به توصیه های زیر توجه کنید :

  • تعادل در حجم عمليات خاكي
  • رعايت حداكثر شيب طولي
  • رعايت حداكثر طول شيب طولي
  • رعايت حداقل شيب طولي (تخليه آبهاي سطحي)
  • توجه به تغييرات شيب‌هاي طولي متوالي (اختلاف دو شيب متوالي)
  • رعايت حداقل ارتفاع از بستر زمين (زه‌كشي ، توجه به نوع و تعداد دهانه آبروها و بده جريان)
  • عدم تلاقي محدوده تغيير شيب با قوسهاي افقي (عدم تلاقي قوس افقي و قوس قائم)
  • هماهنگي با رژيم عوارض طبيعي زمين (به لحاظ جهت شيب )
  • رعايت ارتفاع نقاط اجباري (ورودي یا خروجی از تونل ، ارتفاع ثابت پل‌هاي بزرگ)

 

همچنین در ارائه نقشه های راه می بایست دقت نمود تا بر روی هر نقشه ، حتی الامکان اطلاعات نسبتاً کاملی از پروژه را ارائه نمود. نمایش شیب های طولی و عرضی و نیز اختلاف رقومی خط پروژه و خط زمین در پلان راه و یا مشخص نمودن آغاز ، پایان و نوع قوسهای افقی در نقشه های نیمرخ طولی راه نمونه هایی از این دست می باشد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی اکبر مبارکی در شنبه 1386/07/21 و ساعت 19:14 |
 

                            مقدمه ای از تفکیک و تسطیح

 

تفكيك :

 تفكيك به معني تقسيم زمين در ابعاد مختلف و قطعات مختلف بسته به نظر طراح يا مالك يا مدير هر پروژه‌‌اي است كه عبارتست از پياده سازي هر طرح عمراني بر روي زمين طبيعي اگر هدف ما طرح عمراني باشد و اگر هم طرح عمراني نباشد و كشاورزي باشد تفكيك در ابعاد بزرگ بطوري كه حدود زمين جهت تفكيك داراي دقت كمتري نسبت به طرحهاي عمراني خصوصاً داخل شهرها كه ارزش زمين زياد است مي‌‌‌باشد. به همين دلايل است كه دقت هزينه  امر تفكيك در زمينهاي شهري كه گرانتر هستند بالاتر است نسبت به  زمينهايي كه ممكن است در يك بيابان تفكيك شوند .

 

تسطيح :

عبارتست از يك نواخت كردن شيب زمين درمحدودة قانوني زمين كه معمولاً در جهت شيب خاصي امر تسطيح صورت مي‌گيرد. مثلاً در زمينهاي كشاورزي در هر دو جهت طولي و عرضي زمين را  شيب‌بندي كرده و آنرا در جهت  شيب مورد نظر تسطيح مي‌كنند.

در  امر ساختمان‌سازي تفكيك زمينها بايد طوري باشد كه قطعات شمالي جنوبي  باشد  كه اين امر مهمي تلقي مي‌‌شود اما در زمينهاي كشاورزي جهت تفكيك زمين خيلي اهميت ندارد بلكه  شيب‌بندي زمين است كه مهم است چون جريان آب در آنجا جوري باشد كه نه آب در روي زمين باقي بماند  كه باعث پوسيدگي ريشه درختان يا گياهان مورد بهره‌برداري در زمين مي‌شود و از طرفي هم نه آنقدر شيب تندي داشته باشد كه آب به سرعت از آنجا عبور كرده و حتي باعث فرسايش خاك  شده.  پس تفكيك و تسطيح امري است كه اصولاً و معمولاً توأماً با  هم صورت مي‌گيرد و بر اساس نقشه‌اي كه از زمين تهيه مي‌شود(قبل از امر تفكيك و  تسطيح) اين محاسبات صورت مي‌گيرد .

 

بخش دوم                     لزوم تهيه نقشه توپوگرافي

 

ما مي‌دانيم كه اساس شروع هر پروژه‌‌اي مطالعه اوليه در مورد آن پروژه است كه اين  امر هم صورت نمي‌‌گيرد مگر اينكه يا بازديد از منطقه داشته باشيم و يا از منطقه مورد نظر نقشه‌اي در دست داشته باشيم. مي‌دانيم كه از زمينهاي با مساحت بالا مي‌توان نقشه تهيه كرد به گونه‌اي كه زمين مورد نظر را در مقياس كوچكتري روي كاغذ بياوريم تا  مطالعه مورد عوارض منطقه مورد نظر براحتي صورت گيرد پس اولين كار قبل از انجام هر پروژه‌اي مخصوصاً امر تفكيك و تسطيح تهيه نقشه توپوگرافي از منطقه مورد نظر است تا بتوانيم  با در نظر گرفتن شكل ظاهري منطقه و عوارض مسطحاتي و ارتفاعي مطالعه درستي روي پروژه داشته باشيم كه در امر تفكيك و خصوصاً تسطيح كه  مستقيماً با شيب‌بندي زمين ارتباط دارد نقشه  توپوگرافي لازمه هر پروژه‌اي است.

در مجموع با بررسي لزوم تهيه نقشه توپوگرافي به توضيح در مورد چگونگي انجام تفكيك و تسطيح مي‌پردازيم.

در مورد انجام تسطيح در مورد زمينهاي كشاورزي حتماً نياز به نقشه توپوگرافي داريم اما در مورد شيب‌بندي خيابانهاي اجراء شده بعد از تفكيك مي‌توان بدون نقشه توپوگرافي و با رعايت شيب طراحي شده و مجاز، شيب بندي را اجراء نمود.

 

در ضمن روشهاي مختلف تهيه نقشه توپوگرافي هم عبارتست از:

1- استفاده از total station و برداشت مختصات نقاط مورد نظر

2- استفاده از تئودوليت و نيوو و روشهاي سنتي كه معمولاً در پروژه‌هاي كوچك از اين روش استفاده مي‌شود .

در هنگام تفكيك مهمترين هدف ما پياده كردن عوارض مورد نظر ماست. 

مثلاً در مورد طراحي يك شهرك يا چند خيابان به همراه تعدادي زمين ابتدا طراح بايد يك خيابان اصلي طراحي كرده و بعد خيابانهاي فرعي و بعد هم تفكيك قطعه زمينها جهت منازل مسكوني پس ما هم ابتدا بايد خيابان اصلي را پياده كنيم و بعد خيابانهاي فرعي را پياده كنيم طوريكه خيابانها بر هم عمود باشد و در نهايت قطعات  منازل مسكوني را پياده كنيم.

شيب بندي خيابانها هم به عهده ماست چون بايد بر و كف مربوطه به هر قطعه زمين را هم با توجه به شيبي كه به خيابانهاي اصلي و فرعي مي‌دهيم مشخص كنيم در نتيجه يا با   توجه به نقشه توپوگرافي و يا با توجه به تجربه و وضعيت موجود خيابانها بايد شيب را انجام دهيم تا در هر منطقه آب جمع نشود.

 

در مورد پياده كردن قطعات زميني كه به صورت مربع، مستطيل يا اشكال هندسي منظم است: ابتدا از يك نقطه از آن زمين را پياده كرده و سپس در راستاي صحيح نقطه دوم را  پياده كرده و از راستاي مورد نظر °90 جدا كرده و راستاي دوم را كه عمود بر راستاي اول معمولاً بايد باشد پياده مي‌كنيم. سپس يك يا دو فاصله را از وسط جدا مي‌‌كنيم تا در نهايت از موازي بودن خطوط پياده شده مطمئن شويم.

 

مي‌توانيم در پروژه‌‌اي كه انجام مي‌‌دهيم هر 10 متر را هم ميخكوبي كنيم تا در نهايت در هنگام تسطيح و محاسبه ارتفاعات و تهيه نقشه توپوگرافي مشكلي نداشته باشيم.

 

معمولاً چند نوع تسطيح داريم :

1- عرض كم و طول زياد(مثل جاده‌ها)

2- طول و عرض مساوي يا متناسبند (معمولاً مثل زمينهاي كشاورزي)

فواصل تفكيك در باغات معمولاً 10 متر،10متر است .

در اينجا نقاط را كه  m10 به  m10 پياده كرديم، ميخكوبي مي‌كنيم و بر روي هر ميخ شماره آنرا با رنگ در كنارش در روي ميخ مي‌‌نويسيم و سپس شروع به برداشت ارتفاعي ميخها به صورت شعاعي يا تدريجي مي‌‌كنيم كه در هر دو روش در نهايت به  ما ارتفاع هر ميخ را  مي‌‌دهد. ما با در دست داشتن يك مختصات  X وY وZ نقشه زمين  مورد نظر را پياده مي‌‌كنيم سپس پروفيلها را ترسيم كرده و با توجه به پروفيلهاي ترسيم شده  اقدام به گذاشتن خط  پروژه بر روي پروفيلهاي مورد نظر مي‌‌كنيم تا در نهايت بتوانيم خاكبرداري و خاكريزي را انجام دهيم.

مهمترين نكته در اين زمان اينست كه طوری خط پروژه را پياده كنيم كه اولاً زمين شيب  داشته باشد دوماً شيب مورد نظر قابل قبول باشد و سوم هم اينكه نسبت =1.3 (cut / fill)  را به ما بدهد و آن به اين علت است كه حجم خاكريزي بيشتر از خاكبرداري است.

 

چون در هنگام خاكبرداري، خاك فشرده است و وقتي كه برداشته مي‌‌‌‌شود منبسط شده و از تراكم آن كاسته مي‌‌شود در نتيجه اگر مقدار خاكبرداري و خاكريزي را مساوي كنيم  در نتيجه بايد مقداري از خاك را از گوشه و كنار بياوريم كه مجبوريم هزينه حمل و نقل هم بپردازيم. پس در نهايت نسبت (cut / fill)=1.3 نسبت بهينه‌‌اي كه در اثر تجربه و محاسبات به آن دست پيدا كرده‌ايم. در زمينهاي كشاورزي هم بايد به این نکته توجه کرد كه خاكبرداري را بيشتر از  20cm –30cm انجام ندهيم چون ممكن است كل خاك مورد استفاده از كشاورزي همان 20cm-30cm سطحي روي زمين باشد. در نتيجه بايد در هر پروژه با  توجه به اقتضاي خاصي پروژه طراحي شيب و خط پروژه را انجام  داد.

حال براي اينكه بتوانيم يك پياده‌سازي صحيح داشته باشيم  بايد ابتدا مركز ثقل هندسي و مركز ثقل ارتفاعي زمين مورد نظر را پيدا كرده و آنها را بر هم منطبق كنيم تا بتوانيم در امر تسطيح موفق باشيم. ابتدا مركز ثقل ارتفاعي را يافته و در مركز ثقل هندسي زمين كه از تقاطع دو قطر اصلي زمين بدست مي‌‌آيد منطبق میکنیم و شروع به محاسبه خط پروژه كرده و در نقشه‌‌اي تهيه مي‌كنيم ارتفاع پروژه در بالا و ارتفاع زمين طبيعي در پائين هر نقطه را مي‌‌نويسيم و سپس به محاسبه مقدار خاكبرداري و خاكريزي در هر نقطه مي‌‌پردازيم كه اگر مقدار fillهاCut ها را  با هم جمع كنيم و در نهايت به نسبت
1.3  برسيم خط پروژه را درست انتخاب كرده‌‌ايم و گرنه بايد مجدداً طراحي ‌‌كنيم.

در مورد تسطيح يك زمين به طور كاملاً تراز هم همينطور است «مثل ساختن يك زمين فوتبال» بايد در مركز ثقل هندسي زمين يك ارتفاع را مشخص كنيم و در نهايت در تمام نقاط ميخ‌كوبي شده ارتفاع مورد نظر را تأثير بدهيم تا بتوانيم مقدار fill  ها و cutها را محاسبه كرده كه اگر به نسبت 1.3  برسيم كار موفقيت‌آميز بوده در غير اينصورت بايد  ارتفاع تسطيح را هم عوض كنيم.

با رنگ قرمز مقدار cutها و با رنگ آبي مقدار  fillها را مشخص مي‌‌‌كنيم .

     

 نویسنده : مهندس الناز محمد زنجانی پور

+ نوشته شده توسط علی اکبر مبارکی در پنجشنبه 1386/06/08 و ساعت 11:44 |
 

 

 

انواع خطاها و اشتباهات در متر کشی و روشهای حذف آنها

 

( ویژه دانشجویان معماری – عمران – شهر سازی … )

 

 

اندازه گیری طول با متر کشی معمولا با اشتباهات و خطاهای مختلفی همراه است که باید آنها را بشناسیم و در موقع اندازه گیری در نظر بگیریم .

 

1 – اشتباه : اشتباه انحرافی است که در نتیجه بی توجهی – فراموشی – بی تجربگی شخصی و به صورتهای مختلف ظاهر میگردد. مهمترین اشتباههای متر کشی به صورت زیرند :

- اشتباه گرفتن نقاط انتهایی قطعه ها

- اشتباه در خواندن یا نوشتن اندازه

- اظافه به حساب آوردن یا از قلم انداختن یک یا چند دهنه طول کامل متر

 

به طور کلی برای جلوگیری از اشتباه باید مراحل مختلف اندازه گیری از نظم کاملی برخوردار باشد .

در خواندن متر ، خواندن اعداد و نوشتن آنها دقیق بوده و خیلی واضح عمل کنیم . هر اندازه گیری بهتر است حد اقل 2 بار تکرار شود.

 

2  - خطاها : خطاها غالبا مثل اشتباهها قابل تصحیح و جلوگیری نیستند و در اینجا با دو نوع خطای سیستماتیک و اتفاقی روبرو هستیم .

 

خطاهای سیستماتیک : خطاهای سیستماتیک خطاهایی هستند که در شرایط مشابه اندازه گیری " مقدار " و " جهت " آنها ثابت میماند.

خطاهای اتفاقی : چنانچه خطای سیستماتیک و اشتباهات کاملا حذف یا تصحیح شوند ، با وجود این خطایی در اندازه گیری ها باقی میماند که علت انها مشخص نیست و مقدار و علامت آنها قابل پیشبینی نبوده .

 

نمونه های مهم خطای سیستماتیک در متر کشی :

- افقی نگرفتن متر

- انحراف در ژالن گذاری ( در یک امتداد نبودن ژالنها )

- اختلاف درجه حرارت محیط نسبت به درجه حرارت استاندارد

- اختلاف نیروی کشش وارده نسبت به کشش استاندارد

- برابر نبودن طول واقعی متر با طول اسمی آن

 

برابر نبودن طول واقعی متر با طول اسمی آن : اغلب اتفاق می افتد که طول متر پس از مدتی به علت بریدگی ، تا خوردگی ، کشش اضافی و غیره  تغییر نموده و با طولی که روی آن نوشته شده اختلاف پیدا میکند برای تصحیح این خطا به صورت زیر عمل میکنیم :

اگر طول اسمی متر را N و طول واقعی آنرا V  و طول اندازه گیری شده را با ln  نشان دهیم ، LV  طول واقعی فاصله از رابطه زیر بدست می آید :

                                                                                               LV=ln ( V / N)

 

اثر درجه حرارت : چنانچه درجه حرارت محیط کار با درجه حرارت استاندارد ذکر شده روی متر اختلاف داشته باشد باعث کوتاه یا بلند شدن طول متر میشود که برای تصحیح آن به روش زیر عمل میکنیم .

اگر درجه حرارت محیط کار T فرض شود ، اختلاف ان با درجه حرارت استاندارد T-T0  و طول استاندارد متر را با L0  و ضریب انبساط طولی که برا ی فولاد برابر 0.0000116  می  باشد را با x  نشان میدهیم  طول متر در موقع اندازی گیری از رابطه زیر بدست می آید :

                                                                                        L=L0 [ 1 + x(T-T0)]

 

اثر کشش : در صورتی که متر را با بیشتر از ( کمتر ) نیروی استاندارد بکشیم باعث بلند شدن ( کوتاه ) متر میشود . برای تصحیح این خطا به صورت زیر عمل میکنیم

نیروی کشش استاندارد F0 و نیروی کشش وارده  F باشد و S  سطح مقطع نوار به سانتیمتر مربع و E ضریب الاستیسیته فولاد برابر 2.109000000  کیلوگرم بر سانتیمتر مربع باشد  " تغییرات طول متر "  از رابطه زیر بدست می آید :

 

                                                                            L=(L0 . ( F-F0) ) / ( S . E )                                                   

+ نوشته شده توسط علی اکبر مبارکی در چهارشنبه 1386/03/23 و ساعت 17:44 |

کاربرد لیزر در دوربین های نقشه برداری – توتال استیشن

با گذشت زمان این وسیله ( لیزر ) جای خود را در توتال استیشن ها بیشتر و بیشتر باز کرد و دلیل آن دقت و سرعت بالاتر میباشد توتال استیشن های مجهز به لیزر روز به روز در بین نقشه برداران طرفداران بیشتری پیدا میکند . برای یک نقشه بردار دقت و سرعت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده زیرا سرعت بالا باعث کاهش زمان عملیات و در نتیجه کاهش چشم گیر هزینه ها میشود و تلفیق لیزر و توتال استیشن این خواسته نقشه برداران را به خوبی پاسخ میدهد.
اولین کاربرد لیزر در توتال استیشن برای اندازه گیری فاصله بود که انقلابی در صنعت نقشه برداری به جهت سهولت کار و سرعت و دقت بالا تر برپا کرد. در ساختمان این نوع دستگاه ها از نور مادون قرمز یا نور مرئی ( از جمله نور لیزر ) استفاده میشود. اولین کمپانی که چنین دستگاهی را ارائه ژئودیمتر است. در این دستگاه از نور تولید شده از جیوه یا تنگستن استفاده میشود . این دستگاه بعدا با بکار گیری نورهای چند گانه لیزری تکمیل شد که آخرین پدیده این نوع ژئودیمتر AGA440 ساخت سوئیس است که در آن از لیزر هلیوم – نئون استفاده میشود. در فاصله یاب های مادون قرمز که بیشتر آنهارا دیستومات می نامند امواج نوری که به وسیله واحد قراولروی دستگاه فرستاده میشود توسط یک بازتابنده که مجموعه ای از یک یا چند منشور چند وجهی است دریافت و سپس به سمت واحد قراولروی بر میگردد . تعداد منشورهای به کار گرفته شده بستگی به فاصله بین دو ایستگاه دارد هر چه فاصله بیشتر باشد به تعداد منشور بیشتری نیاز است. واحد کنترل دستگاه پس از دریافت موج برگشتی با توجه به اختلاف فاز بین دو موج ارسالی و برگشتی زمان رفت و برگشت موج را تعین و به کمک حسابگر دستگاه فاصله بین دو نقطه محاسبه میشود.
بعد از اندازه گیری فاصله با لیزر کاربرد دیگر لیزر در توتال استیشن ها در قسمت شاقول دستگاه برای شاقول کردن دستگاه و سانتراژ کردن دوربین میباشد . به این صورت دیگر نیازی نیست از چشمی شاغول اپتیکی برای سانتراژ کردن دنبال میخ کوبیده شده در ایستگاه بگردیم کافیست تا لیزر را روشن کرده با تنظیم کردن آلیداد و سه پایه نور لیزر را در مرکز میخ ایستگاه قرار گیرد تا دوربین به سانتراژ شود . این روش باعت افزایش سرعت سانتراژ و افزایش دقت آن شده است .
کاربرد دیگر لیزر در توتال استیشن ها لاین دادن و پیاده کردن نقاط میباشد. قبلا برای پیاده کردن یک نقطه باید با دست چپ و راست به کارگر لاین دهیم تا به نقطه قراولروی مورد نظر برسد که این کار با مشکلات زیادی همراه است که دور بودن فاصله این مشکلات را تشدید میکند . از مهمترین مشکلات آن ، زمان زیادی است که برای پیاده کردن نقاط مخصوصا در فاصله نسبتا دورتر ( 200 متر به بالا ) صرف میشود. مشکل دیگر آن توجیه کارگر میباشد تا برای پیاده کردن نفطه به دقت مورد نظر دست پیدا کنیم . اما این مشکل نیز با لیزر تا حد بسیار زیادی برطرف شد با قرار دادن لیزر مرئی که معمولا به رنگ قرمز میباشد در محور دیدگانی دوربین به راحتی میتوان نقطه مورد نظر را پیاده کرد برای این کا کافیست به نقطه مورد نظر نشانه روی کنیم و لیزر راهنما را روشن نماییم تا کارگر به سادگی نقطه را پیدا کند .

 

                                               

+ نوشته شده توسط علی اکبر مبارکی در چهارشنبه 1386/02/26 و ساعت 23:8 |
دریغ است ایران که ویران شود